رهبر سوم جمهوری اسلامی #سیدمجتبی_خامنه_ای را چگونه میشناسم!
-
بعد از مدتهای زیاد - ۷ سال = لعنت به کلاب هاوس - دست به کیبورد شدم که بلکه
بتوانم اوضاع امروز جمهوری اسلامی را در چند نوشته وبلاگی - در سیرک دلقک
ایر...

عجیبه کسانی از آزادی دم میزنن که حتی نمیتونن الفبای آزادی رو بنویسن....و فکر میکنن بقیه هم مثل خودشون خرن
ناشناس گفت...
۶ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۹:۵۲
جناب ناشناس لطفا بیشتر توضیح بدهید
آرسین گفت...
۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱:۴۶
کساییکه از آزادی مینویسند و در دنیای مجازی به خاطرش میجنگند و به فکر آزادی ملتشون هستند.
در حالیکه خودشون آزاد اندیش نیستند ودر اسارت محض بسر میبرند خواستم بگم اگه میخوای از آزادی بنویسی بهتره اول طعم آزادی رو چشیده باشی !!
مگه میشه چیزی رو که ندونی چیه ازش بنویسی براش بجنگی بهش بها بدی وهمه شخصیتها چه خوب چه بد رو بخاطرش زیر سوال ببری نه این ممکن نیست!!!!! این عین حماقته.......
ناشناس گفت...
۸ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۱۳
دوست ناشناس،
حرف شما صحیح است از این جنبه که باید سنجیده و با فکر یا به عبارت شما با تجربه سخن گفت.
اما از این جهت که حتما بایستی در مورد چیزی تجربه داشت و بعد حرف زد با این موافق نیستم، مانند زمانی که امام خمینی در مورد یک جامعه خوب اسلامی حرف میزد و توصیف میکرد و کسی هم نگفت مگر تو تجربه حکومت داری و طعم آن را چشیده ای که حرفی میزنی؟
پس همیشه داشتن تجربه ربطی به خواست ندارد.
اما اینکه اینجانب را یک آزاد اندیش دانسته ای خوشحالم (گرچه خودم را خیلی دورتر از این عنوان می دانم) اما باز هم با همه کوچکی حس میکنم که قدری از این آزادی را حس کرده ام چه مادی و چه معنوی، هر دو هم شیرین و دلپسند بوده و همین خوب را هم برای دیگران می پسندم.
تعریفی هم که از حماقت دارم مربوط به اشخاصی است که از سر نادانی حرکت اشتباهی انجام می دهند و بر درستی آن پافشاری می کنند. که اصلا ربطی به این موضوع نداشت.
همچنان منتظر شنیدن دلایل و مستندات شماهستم. (خوشحال میشوم که اشتباهات فکری ام را متوجه شوم)
آرسین گفت...
۹ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۳:۴۸